دخترکـــــِ صیّاد

خودت برای زندگی ات صید کن... نگذار سرنوشت صیاد زندگی ات شود

دخترکـــــِ صیّاد

خودت برای زندگی ات صید کن... نگذار سرنوشت صیاد زندگی ات شود

۱ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

برسد به دست بابا لنگ دراز 1

دوشنبه, ۶ مهر ۱۳۹۴، ۰۵:۴۹ ب.ظ

بابا جان، سلام...

از آن جا که یک زمان نامه نوشتن برای شما ،تبدیل شده بود به یک عادت برای من، خیلی عجیب و یهویی دلم برای این عادت ِ قدیمی تنگ شد. حالا من هستم و یک صفحه کیبورد و یک وبلاگ و یک ذهن پر از حرفهای ناگفته به بابا لنگ دراز عزیز :)
حدس میزنم خبر ندارید که دختره شما چه دختره لجباز و یک دنده ای است. اینجانب با وجود درس خواندن در یکی از بهترین دبیرستان ها و با معدلی بالای نوزده و در کناره چشمانی که امیده دکتر مهندس شدن ِ من را داشتند* ، پای خود را گذاشتم درست وسط یک هنرستان ِ فنی-حرفه ای. نه این که هنرستان لیاقت آدمی مثل ِ من را ندارد... نه! بلکه آدمی مثل ِ من لیاقت هنرستان را ندارد... 
برای نمونه خدمت شما عرض کنم که یکی از سوالات رایج در این مدرسه این است: پارسال چند تا تجدیدی داشتی ؟!  ( -___- ) و وقتی میان همکلاسی ها بحث به اینجاها میکشید، من ترجیح میدادم بدون این که چیزی بگم کاملا از اون نواحی دور شده و اصلا پشت سره خود را نگاه نکنم... این موضوع ادامه داشت تا چندی از معلم ها درباره ی معدل بچه ها گفتند. و از آن پس من همواره با نگاه هایی مواجه میشوم که حرف ِ دلشان این است: اَه اَه ، بچه خرخون ! ...
بابایی ، خیلی نگران نباشید. با وجود ِ همه ی این ها من همان دختر ِ لجباز ِ شما هستم که به خاطره رسیدن به علاقه و تصمیمش و آینده ای که در خیالات برای خودش ساخته، خیلی تلاش میکنه و از خیلی چیزها گذشته و میگذره... دختری که ترجیح میده زنگ تفریح ها با م.خ -دختره همسایه- باشه و از درس های مورده علاقه اش مثل مبانی و طراحی و الگو و دوخت نهایت ِ لذت رو ببره...  
فعلن بیشتر از این نمینویسم ،  چون باید سه تا الگوی دامن بکشم ... و البته که داشتن چنین تکالیفی به جای حل مسائل فیزیک شیمی، خیلی هیجان انگیز تره ^^
با احترامات و دلی تنگ    
دختره لجباز و یک دنده ی شما
 هپی هانتر          
* تعریف از خود نباشه یه وقت...     

  • حنانه رحیمی