دخترکـــــِ صیّاد

خودت برای زندگی ات صید کن... نگذار سرنوشت صیاد زندگی ات شود

دخترکـــــِ صیّاد

خودت برای زندگی ات صید کن... نگذار سرنوشت صیاد زندگی ات شود

من همگی درد شوم تا که به درمان برسم

چهارشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۴، ۰۶:۳۵ ب.ظ

تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم

نیست شوم نیست شوم تا بر جانان برسم

خوش شده‌ام خوش شده‌ام پاره آتش شده‌ام

خانه بسوزم بروم تا به بیابان برسم

خاک شوم خاک شوم تا ز تو سرسبز شوم

آب شوم سجده کنان تا به گلستان برسم

چونک فتادم ز فلک ذره صفت لرزانم

ایمن و بی‌لرز شوم چونک به پایان برسم

چرخ بود جای شرف خاک بود جای تلف

باز رهم زین دو خطر چون بر سلطان برسم

عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا

در دل کفر آمده‌ام تا که به ایمان برسم

آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد

شد رخ من سکه زر تا که به میزان برسم

رحمت حق آب بود جز که به پستی نرود

خاکی و مرحوم شوم تا بر رحمان برسم

هیچ طبیبی ندهد بی‌مرضی حب و دوا

من همگی درد شوم تا که به درمان برسم 

-مولوی

  • ۹۴/۰۶/۱۸
  • حنانه رحیمی

شعرِ_خوب

نظرات  (۲)

می گن اختلاط طبیعت با شرایط :)
خیلی قشنگ بود
پاسخ:
محشره

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی